حضرت آدم عليه السلام پس از خروج از جوار خداوند و فرود به دنيا، چهل روز هر با مداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد: چرا گريه مى‌كنى اى آدم؟
فرمود: چگونه مى‌توانم گريه نكنم در حالى كه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است. گفت: اى آدم! به درگاه خدا توبه كن و به سوى او باز گرد.
فرمود: چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به منا برد. آدم شب را در آن‌جا ماند و صبح با جبرئيل به صحراى عرفات رفت. جبرئيل به هنگام خروج از مكه احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت. چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد، آدم تلبيه را قطع كرد. به دستور جبرئيل غسل نمود و پس از نماز عصر جبرئيل آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتى را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وى تعليم داد و از خدا آموزش و قبولى توبه را درخواست كرد. اين كلمات عبارت بودند از:
خداوندا! با ستايشت تو را تسبيح مى‌گويم، جز تو خدايى نيست. كار بد كردم و به خود ظلم نمودم و به گناه خود اعتراف مى‌كنم. تو مرا ببخش كه تو بخشندۀ مهربانى.

برگرفته از کتاب:  داستان ها و حکایت های حج تالیف رحیم کارگر محمد یاری