مجموعه داستان های حج 4- توبۀ آدم عليه السلام
حضرت آدم عليه السلام پس از خروج از جوار خداوند و فرود به دنيا، چهل روز هر با مداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد: چرا گريه مىكنى اى آدم؟
فرمود: چگونه مىتوانم گريه نكنم در حالى كه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است. گفت: اى آدم! به درگاه خدا توبه كن و به سوى او باز گرد.
فرمود: چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به منا برد. آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرئيل به صحراى عرفات رفت. جبرئيل به هنگام خروج از مكه احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت. چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد، آدم تلبيه را قطع كرد. به دستور جبرئيل غسل نمود و پس از نماز عصر جبرئيل آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتى را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وى تعليم داد و از خدا آموزش و قبولى توبه را درخواست كرد. اين كلمات عبارت بودند از:
خداوندا! با ستايشت تو را تسبيح مىگويم، جز تو خدايى نيست. كار بد كردم و به خود ظلم نمودم و به گناه خود اعتراف مىكنم. تو مرا ببخش كه تو بخشندۀ مهربانى.
برگرفته از کتاب: داستان ها و حکایت های حج تالیف رحیم کارگر محمد یاری
اين وبلاگ متعلق به كاروان حج تمتع به شماره 38005 با مديريت احمد خواجهنژاد از شهرستان گرگان، استان گلستان است كه سعي دارد مطالب مفيد با موضوع حج را در اختيار زائران گرامي قرار دهد،