عاشقان جمع و فرق جمع، پريشاني چند
لبيك ، اللهم لبيك ، لبيك لا شريك لك لبيك .....
همه زمزمه مي كنند ، سياه و سفيد ، مرد و زن ، پيرو جوان ، فرق نمي كند كه از كجا آمده باشند . شمال يا جنوب ، غرب يا شرقِ كره خاك .
تلبيه ، ترنم دلنوازي كه عاشقان دلباخته در پاسخ به دعوت معشوق سر مي دهند . آنگاه كه جامه اي به خواست او بر تن مي پوشند و پرگار وجودشان بر گرد نقطه عشق مي چرخد .وكعبه را مركز توحيد و قبله قلب مي سازند . به نماز مي ايستند تا تنها سر بر آستان اوبسايند . هروله كنان بين صفا و مروه ، سعي در جلب رضايت او دارند . در عرفات دل به شناخت او روشن مي كنند . در مشعر به شعور مي رسند و در منا هر آنچه را كه بين عاشق و معشوق حجاب است به مسلخ مي برند و تعلقات غير خدايي را قربان مي كنند . در جمرات مظاهر شيطان رارجم مي كنند و شيطانيان را از خود مي رانند تا اذن جلوس بر خوان رحماني بيابند و در زمره ضيوف الرحمن درآيند. و آن گاه به نقطه اشتراك يعني "توحيد" برسند .و در اين رسيدن از فرديّت و منيّت رهايي يابندو "ما" شوند ودر حلقه جمع درآيند.
قطرات وجود خويش را در اقيانوس مواج موحدان نيست كنند.واينگونه حج بگذارند . و در عين كثرت به وحدت رسند . و از راه جمع و جامعه به اَحَد متصل گردند . راستي مگر مي شود حضور در جمع را از جوهره حج جدا كرد ؟ و جمع را از حج گرفت ؟
قرآن اين كلام راستين پروردگار بي همتا هر جا دعوت به اين فريضه مي كند مخاطبش "ناس " است ، يعني جمع و همه مردم ومرزي هم نمي شناسد .
با جمع بودن، به هم پيوستن ، يكي شدن همه فرصتي است تا به هم بيانديشند ودر همدلي خويش به درمان درد مشترك بپاخيزند.
در حج مليت ، زبان ، رنگ وجنس و نژاد معنايي ندارد . همه مليت اسلامي دارند.و در اين فرصت مغتنم آنان كه دل در اين راه نهاده اند و پاي دل را به وادي ايمن كشانده اند به اصل خويش باز مي گردند به فطرت الهي شان و آنچه را كه خداي در" خمرت طينه آدم بيدي اربعين صباحاً " در وجودشان به وديعت نهاده است. اين جا عاشق به دنبال معشوق است و معشوق هم به دنبال عاشق به قول اقبال :
ما از خداي گم شده ايم ، او به جستجوست
چون ما نيازمند و گرفتار آرزوست
گاهي به برگ لاله نويسد پيام خويش
گاهي درون سينه مرغان به هاي و هوست
پيدا چو ماهتاب و به آغوش کاخ و کوست
در خاکدان ما گهر زندگي گم است
اين گوهري که گم شده مائيم يا که اوست
در اين جستجو است كه شاهراه رسيدن به او نمايان مي شود . و سيل خروشان بندگان عاشق لبيك گويان به سوي او مي روند .
شيعه و سني ، شافعي و حنفي ، مالكي و حنبلي همه و همه .
كسي نمي گويد تو پيرو كدام مذهبي و از فتواي كدام عالم تقليد مي كني . همه به آن نقطه واحد نظر دارند و به او مي انديشند . "به توحيد"اين جمع متكثر به وحدت مي رسد . به جايي كه كلام وحي مي گويد " كان الناس امة واحده " ( بقره 213) و تمامي آنچه را كه طبيعت براو تحميل كرده كنار مي گذارد و به اصل خويش باز مي گردد چرا كه . به حكم فطرت اوليه همه آنان آرماني واحد را دنبال مي كنند و گرايش به وحدت در فطرتشان به وديعت گذاشته شده است . و اين چنين است كه پيروان حنيف ابراهيم (ع) تبر بر دوش بت هاي شرك وكفر و نفاق را در هم مي شكنند تا چشم به خداي يگانه روشن كنند . و اين يگانگي خالق و معبود زمينه ساز امت واحده است و بر اينها بايد كتاب واحد ، دين واحد ، پيامبر واحد ، قبله واحد و هدف و آرمان واحد را افزود و از اين فرصت براي نزديكي هر چه بيشتر بين فرق مسلمان استفاده كرد .
به قول ملا هادي سبزواري :
سخن عشق يکي بود ولي آوردند
اين سخن ها به ميان زمره ناداني چند
عشق صلح کل و باقي همه جنگ است و جدل
عاشقان جمع و فرق جمع، پريشاني چند
احمد خواجه نژاد
مدير كاروان
اين وبلاگ متعلق به كاروان حج تمتع به شماره 38005 با مديريت احمد خواجهنژاد از شهرستان گرگان، استان گلستان است كه سعي دارد مطالب مفيد با موضوع حج را در اختيار زائران گرامي قرار دهد،