(حج در ادبیات فارسی) حاجت خواستن و دعا در كنار كعبه
كنار خانۀ خدا، كعبه، بهترين مكان جهت راز و نياز با خداوند بىنياز و مناجات با ذات پاك پروردگار است. آنجا مكانى است كه پيامبران الهى و امامان پاك نماز مىگزاردند و دست دعا به سوى معبود برداشته و با محبوب خويش عاشقانه سخن مىگفتند. آنجا مكانى است كه مشتاقان و دردمندان، اميدواران و بيدار دلان به گرد «بيتاللّٰه» خلقه زده و با «ربالبيت» در خلوت شب زمزمه مىكنند. آنجا مكانى است كه آوارگان و شكوه داران، بزرگان و برگزيدگان، با آگاهى و معرفت و با شعور و شناخت سر بر خاك مىسايند و به سجده مىروند و با درد و داغ و سوز و گداز اشك مىريزند و گريه مىكنند.
«سعدى» در كتاب «گلستان» در اين باره مىگويد:
درويشى را ديدم سر بر آستان كعبه همى ماليد و مىگفت: يا غفور يا رحيم، تو دانى كه از ظلوم جهول چه آيد.
عذر تقصير خدمت آوردم
عابدان جزاى طاعت خواهند و بازرگانان بهاى بضاعت. من بنده اميد آوردهام نه طاعت، و به دريوزه آمدهام نه به تجارت، اصنع بى ما انت اهله.
عبدالقادر گيلانى را رحمة اللّٰه عليه ديدند در حرم كعبه روى بر حصبا نهاده همىگفت: اى خداوند ببخشاى، و گر هر آينه مستوجب عقوبتم، در روز قيامتم نابينا برانگيز تا در روى نيكان شرمسار نشوم.
يكى از كسانى كه در كنار خانه كعبه به مناجات پرداخته « ابراهيم ادهم» است. وى از بزرگان زهاد نيمۀ اول قرن دوم هجرى (مقتول ١۶٠ يا ١۶۶ ه. ق.) است. او از كسانى است كه از بلخ به مكه رفت و مجاور خانۀ خدا شد. در مكه به صحبت چند تن از اوليا مانند فضيل بن عياض و سفيان ثورى رسيد و سپس به شام رفت و تا پايان عمر بدانجا بود. وى در جنگ دريايى ضد بيزنطيه (بيزانس) به شهادت رسيد. نام كامل وى ابواسحق ابراهيم بن ادهم بلخى است.
به پيش کعبه ابراهيم ادهم
بحق ميگفت کاي داراي عالم
مرا معصوم دار و بي گنه دار
گناهي کان رود زانم نگه دار
يکي هاتف خطابش کرد آنگاه
که اين عصمت که تو خواهي ز درگاه
همين بوداست از من خلق را خواست
اگر کار تو و ايشان کنم راست
که تا جمله بهم معصوم مانيد
همه از رحمتم محروم مانيد
اگر معصوم بينم جاودان من
کرا آمرزم آخر آن زمان من
هزاران بحر رحمت بي قياس است
وليکن بنده را جاي هراس است
نميدانم که تا حرمان من چيست
طريق عقل سرگردان من چيست
ندارم در جهان جز نيم جان من
ز درد او زباني ترجمان من
چو من از عمر بهبودي نديدم
زيان ديدم بسي سودي نديدم
بمردن راضيم زين زندگاني
اگر بازم رهاني ميتواني
ز سر تا پاي من جاي نظر نيست
که بر وي هر زمان زخمي دگر نيست
عطار نيشابورى
يكى ديگر از كسانى كه به كنار خانۀ خدا رفت تا دعا كند « شيخ صنعان» بود كه پس از عمرى ارشاد عاقبت زنار بست. مريدان به كنار خانۀ خدا آمده و براى او دعا كردند. سپس وى به كعبه آمد و به دعا برخاست. اين داستان در «منطق الطير» از «عطار نيشابورى» به تفصيل آمده است.
بر گرفته از کتاب حج در آیینه شعر فارسی، نوشته محمد شجاعی
اين وبلاگ متعلق به كاروان حج تمتع به شماره 38005 با مديريت احمد خواجهنژاد از شهرستان گرگان، استان گلستان است كه سعي دارد مطالب مفيد با موضوع حج را در اختيار زائران گرامي قرار دهد،