حکایات حج: عصمت از گناه
نقل است كه ابراهيم ادهم گفت: شبها فرصت مىجستم تا كعبه را از طواف خالى يابم و حاجتى بخواهم، ولى فرصتى نمىيافتم. تا شبى باران زيادى آمد. من فرصت را غنيمت شمردم، به طرف كعبه رفتم، آن جا را خلوت يافتم. طواف كردم و دست در حلقه زدم و عصمت از گناه خواستم.
ندايى شنيدم كه گفت: تو عصمت از گناه مىخواهى و همۀ خلق اين را از من مىخواهند. اگر به همه عصمت دهم، درياهاى غفورى و غفارى و رحيمى و رحمانى من كجا رود و به چه كار آيد؟
پس گفتم:«اللهم اغفر لى ذنوبى» .
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۳ ساعت 22:53 توسط
|
اين وبلاگ متعلق به كاروان حج تمتع به شماره 38005 با مديريت احمد خواجهنژاد از شهرستان گرگان، استان گلستان است كه سعي دارد مطالب مفيد با موضوع حج را در اختيار زائران گرامي قرار دهد،