حکایات آموزنده حج ــ نتيجۀ تكبّر
عمرو بن شيبه مىگويد: من بين صفا و مروه مردى را ديدم كه سوار بر اسبى شده و اطراف او را غلامانى گرفتهاند و مردم را كنار مىزنند (تا او سعى بين صفا و مروه را انجام دهد) . مدّتها از اين واقعه گذشت و من به شهر بغداد رفتم. در يكى از روزهاى اقامتم در بغداد، بر روى پل معروف شهر راه مىرفتم كه مردى را ديدم كه لباسهاى مندرس پوشيده و پا برهنه است و موهاى بلندى دارد. به او نگاه كردم و در صورت او خيره شدم. او به من گفت: چرا به من نگاه مىكنى؟ گفتم: تو را شبيه مردى ديدم كه در مكّه بين صفا و مروه او را ديده بودم كه با تفاخر و سوار بر مركب حركت مىكرد و. . . آن شخص ژوليده گفت: من همان مردى هستم كه در مكّه او را ديدهاى! گفتم: چرا به اين وضع در آمدى؟ گفت: در آن جا كه همۀ مردم در برابر خدا متواضعند، من تكبّر ورزيدم و تفاخر كردم. در اين جا كه مردم رفعت مقام دارند (و هر كس براى خود شخصيت و شغل و زندگى آبرومندى دارد) خداوند مرا ذليل كرد و بر زمين زد.
داستان ها و حکایت های حج، نويسنده:کارگر محمدیاری، رحیم
اين وبلاگ متعلق به كاروان حج تمتع به شماره 38005 با مديريت احمد خواجهنژاد از شهرستان گرگان، استان گلستان است كه سعي دارد مطالب مفيد با موضوع حج را در اختيار زائران گرامي قرار دهد،