زبان در سفرهای خارجی بسیار می تواند در استفاده از فرصت های سفر به انسان کمک کند. گاهی آموختن تعدادی جمله ساده که استفاده روزه مره دارند به انسان برای انجام امور خود کمک بزرگی خواهد کرد. در این مجال بخش از کلمات و جملات پر کاربرد عربی در سفر حج را برای استفاده زائران گرامی در اینجا قرار می دهیم.

احوال پرسی

سلام/  السَّلامُ عليكمُ.

خوش آمديد:  أَهْلا و سَهْلاً و مَرْحَباً.

خداوند شما را حفظ كند: /  حَيَّاكَ اللَّهُ!

حال شما چطور است؟ كيفَ حالُكَ؟/كيْفَك؟/  إِزَّيَّك؟ /إِشْلُونَك؟

الحمد لله  خوبم: بِخَيْرٍ و الحمدُ لِلَّهِ....

خوبم: كُوَيّس

 خوب نيستم:/ ماكُوَيّس.

چه خبر؟/ ما الخبرُ؟ /ما أَخْبارُكَ؟/ شو أَخْبارك؟

از اينكه دير شد از شما معذرت می‏خواهم. / أَعْتذِرُ منكَ لِلتَّأْخِيرِ. (أَرْجُو المَعْذِرَةَ).

ببخشيد:/ عَفْواً (و يا) العَفْو.

من خيلی متأسفم:/ إِنِّي آسِفٌ جداً.

موجب اذیت شما شدم. / أَزْعَجْتُکَ.

نه ،نه، هرگز./لا ، لا، أبداً.

شما انسان بسيار لطيفی هستيد./أنتَ إنسانٌ لَطِيفٌ جِدّاً. (أنتِ إنسانةٌ لَطِيفةٌ جِدّاً).

از تعريف شما سپاسگزارم./شُكراً لِإِطْرائِكَ.

خداوند به شما سلامتی بدهد/ اللَّهُ يُعْطِيكَ العافِيةَ!

خداوند به شما جزای خير دهد/جَزاكُمُ اللَّهُ خيراً.

بفرماييد بنشينيد:/  تَفَضَّلْ بِالجُلُوسِ.

خواهش می‏كنم:/ أَرْجُوكَ.

با اجازه شما:/ عَنْ إِذْنِكَ.

بفرماييد:/ تَفَضَّلْ.

شما در ايران در چه شهری زندگی می‏كنيد؟

أنتَ تَعِيشُ فِي أَيَّةِ مَدِينَةٍ في إيران؟

من در شهر گرگان از توابع استان  گلستان زندگی می‏‌كنم.

أنا أعِيشُ فِي مَدِينَةِ جرجان التَّابِعَةِ لِمُحَافَظَةِ جلستان

شما به روانی عربی حرف می‌زنيد. أَنْتَ تَتَحَدَّثُ (تَتَكَلَّمُ) العَرَبِيَّةَ بِطَلاقَةٍ.

من زبان عربی را بخوبی نمی‌دانم در حالی که شما به  چند زبان سخن می‌گوييد.

أنا لا أُتْقِنُ‌ العربيةَ‌ بينما أنت‌َ تَتَحَدَّثُ‌ بأكثر مِنْ‌ لُغَة‌ٍ.

من زبان عربی را در مدت حضورم در سوريه آموختم.

 أنا تَعَلَّمْتُ العَرَبِيَّةَ أَثْناءَ وجودي في السُّوريّا.

از شما خواهش می‌كنم با من به جای عاميانه با زبان فصيح صحبت كنيد.

أَرْجُوكَ أنْ تَتَكَلَّمَ مَعِي بِاللُّغَةِ الفُصْحَي بَدَلاً مِنَ العاميَّةِ.

زيرا من در زبان عاميانه ضعيف هستم. لأَنَّنِي ضَعِيفٌ في العامِيَّةِ.

نه، بر عكس شما زبان عربيِ صحيح را می‌دانيد.

لا، بالعَكْسِ، أنتَ تَعْرِفُ اللُّغَةَ العربيةَ الصَّحِيحَةَ.

شما معلم زبان عربی هستيد و من نمی‏توانم با شما برابری كنم.

أنتَ مُعَلِّمُ اللُّغَةِ العَرَبِيَّةِ و أنا لاأَقْدِرُ أَنْ أُضاهِيكَ (أُساوِيكَ).

من از سخن شما شادمان می‌شوم. أنا أَرْتاحُ لِحَدِيثكَ.

متشكرم:/شكراً.

بسيار خوب:/ طَيِّب، حَسَناً.

خداوند شما را از هر بلايی سلامت نگهدارد! اللَّه يَسْلِمُكَ مِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ!

شما جوانی، خوش رو، تحصيلكرده، و از خانواده محترمی هستيد.

إَنَّكَ شابٌ وسيمٌ و مُثَقَّفٌ (مُتَعَلِّمٌ) و مِنْ عائلةٍ (أُسْرَةٍ) مُحْتَرَمة.

از عواطف شما نسبت به خودم سپاسگزارم.

أَشْكُرُكَ لِعواطِفِكَ تِجاهي (نَحْوي).

سَرورم نمی‌دانم چگونه از شما سپاسگزاری كنم.

لا أَدْرِي كيفَ أَشْكُرُكَ يَا سيِّدي.

(وظيفه است) نياز به تشكر ندارد. لا شكرَ للواجبِ (عَلَی الواجِبِ).

به اميد ديدار، خدا نگهدار. إِلي اللِّقاء والسَّلامُ عَلَيْكُم.[3]

و عليكم السلام، شما را به خدا می‏سپارم. و عليكُم السَّلام أستودعُكَ اللَّه.